حضرت شمس الوحی تبریزی در اثنای مفاوضات آداب زندگی فرمودهاند:
رسم ما بر این است كه حیوان خانگی را نمیكشیم. هر وقت برای مهمان یا موردنیاز دیگر خواستیم از گوشت مرغ استفاده كنیم، آن را از بازار مرغفروشها تهیه میكنیم. مرغان خانگی ما هر كدام به پیری میرسند و با موت طبیعی میمیرند.
تذكّر: در آن عصر مرغ ماشینی اصلاً مطرح نبود و در بازار، مرغ مذبوح نداشتند.
آنچه حضرت استاد(رحمهالله) فرمودهاند مسبوق به تعلیم دینی است كه در كتاب صید و ذبایح چنین آمده است: لا تُرَبِینَّ شیئاً من هذا ثمّ تَذْبَحه؛ چیزی از این حیوانها را تربیت نكن و نپرورانید آنگاه ذبح كنی. یعنی برای ذبح از بازار تهیه كن، چنانكه در حدیث دیگر چنین آمده است: فلیدخل سوق المسلمین ولیشتر منها ویذبحه.[وسائل الشیعه، ج24، ص92 ـ 91، ح2 ـ 1. شمس الوحی تبریزی صفحه 305 ]
آنچه حضرت استاد(رحمهالله) فرمودهاند مسبوق به تعلیم دینی است كه در كتاب صید و ذبایح چنین آمده است: لا تُرَبِینَّ شیئاً من هذا ثمّ تَذْبَحه؛ چیزی از این حیوانها را تربیت نكن و نپرورانید آنگاه ذبح كنی. یعنی برای ذبح از بازار تهیه كن، چنانكه در حدیث دیگر چنین آمده است: فلیدخل سوق المسلمین ولیشتر منها ویذبحه.[وسائل الشیعه، ج24، ص92 ـ 91، ح2 ـ 1. شمس الوحی تبریزی صفحه 305 ]
در زمستان سال 1350 شمسی، وقتی عازم بیت الله الحرام بودم، روزی در هوایی سرد و برفی برای عرض سلام و تودیع به منزل ایشان رفتم و عرض كردم كه عازم بیت الله هستم و برای خداحافظی خدمت رسیدم. نصیحتی بفرمایید كه در این سفر، رهتوشه من باشد و به كارم آید. معظّمٌ له آیه مباركه (فَاذكُرونی اَذكُركُم)[1] را به عنوان پند و زاد راه قرائت كرد و فرمود: خدای سبحان میفرماید: به یاد من باشید تا من هم به یاد شما باشم؛ شما نیز به یاد خدا باش تا خدا به یادت باشد.
آنچه علاّمهِ دیگران را بدان توصیه فرمود، دقیقاً در وی متجلّی بود. ذكر وی (یاد خدا در قلب) دائمی بود و در اذكار الهی مستغرق شده بود، از همینرو یاد او در دلها زنده است، چون كسی كه خداوند را به یاد داشته باشد، هرگز نخواهد مُرد و فراموش نخواهد گشت؛ روانش شاد و دولتش جاوید باد![شمس الوحی تبریزی - صفحه 305]
تبلیغات 
